خواب

هنوز هم هرشب خوابت را میبینم با آن که تصویری مبهم از تو در ذهنم به جا مانده .خواب بازیهای کودکانه ات را خواب زمانی که مانند عروسکهایت با من بازی می کردی برایم شعر می خواندی وبا دستهای کوچکت نوازشم می کردی .ای کاش هنوز هم مرا به میهمانی عروسکهایت دعوت می کردی ومرا در کنار آنها می خواباندی .ای کاش دستهای کوچکت هنوز هم موهایم را نوازش می کردوبا لبهای کوچکت مرا میبوسیدی .ای کاش هنوز هم وقتی گریه می کردم به طرفم می دویدی ومرا بغل می گرفتی تاآرامم کنی .نمی دانم هنوز من در خاطرت هستم یا نه.اگرگاهی مرا یاد می کنی برایم دعا کن .می دانم که تو به خدا نزدیکتری وآن قدر بی گناه وپاکی که خدا حتما دعایت را مستجاب خواهد کرد .لااقل حالا که دستهای کوچکت را از من دریغ کردی برایم دعا کن .
تقدیم به خواهر ی که درکودکی چشمان معصوم خود را بست ودیگر هرگز بیدار نشد.
